هم‌چنين‌، در مورد موضوعي به تفكرات زيادي پرداخت كه ما آن را عمل از راه دور مي‌ناميم‌. نيروهاي مكانيكي‌، نور، تأثير كواكب چگونه منتقل مي‌شود؟ در رساله‌ٴ كبير، رساله‌ٴ سوم و در رساله‌ٴ چگونگي انتقال آثار، كه آن را همراه با رساله‌ٴ كبير براي پاپ فرستاد، به بحث در اين باره پرداخت‌.
11. اوپتيك يا علم مناظر ــ بديهي است كه همان نظريه‌ٴ مربوط به انتقال آثار براي استفاده از آن در زمينه‌ٴ اوپتيك هم تكميل و تهذيب شده بود. در اين زمينه بيكن در جاي پاي گروستست‌ قدم برمي‌داشت‌، ولي درباره‌ٴ آثار عربي معلومات بهتري داشت‌، از جمله در مورد آثار كِنْدي و ابن‌هيثم‌. او هم به‌نوبه‌ٴ خود جان پكهام و گيوم سن كلودي را تحت تأثير قرار داد. اوپتيك او اساساً برمبناي آثار ابن‌هيثم قرار داشت‌، با اضافاتي اندك و برخي كاربردهاي عملي‌. به وسيله‌ٴ آيينه‌ها و عدسي‌ها آزمايش‌هايي انجام داد، به‌ويژه با عدسي‌هاي همگرا، و به‌طور مبهمي‌ ميكروسكوپ و تلسكوپ مركب را پيش‌بيني كرد. او در لئونارد ديگز (وفات‌: حدود 1571) موٴثر شد. تاحدي از كج‌راهي (انحراف‌) كروي‌، و اصلاح آن از طريق استفاده از سطوح سهمي‌وار و هذلولي‌وار (قطع زايد و قطع مكافي‌) اطلاع داشت‌.
او برخلاف گروستست اظهار كرد عبور نور از يك محيط نمي‌تواند آني باشد. نور صدور اجزا نيست بلكه انتقال يك جريان است (رساله‌ٴ كبير، ج 2، ص 72). با اين حال همه‌ٴ اينها خام‌تر از آن است كه بتوان آن را قدم‌هاي اوليه در مورد نظريه‌ٴ موجي نور به حساب آورد.
بيكن مبالغ زيادي را صرف آزمايش‌هاي مربوط به اوپتيك كرد. يك عدسي براي پاپ‌ فرستاد تا خود او را به آزمايش وادارد (رساله‌ٴ سوم‌، ص 111).
آثار زير اختصاص به اوپتيك دارد: رساله‌ٴ درباب آيينه‌هاي سوزاننده‌، كتاب مرايا (در باب‌ اندازه‌گيري فاصله‌ها). از اين گذشته بخش 5 رساله‌ٴ كبير، به نام علم مناظر درباره‌ٴ اين موضوع‌ است‌، و در رساله‌ٴ سوم هم بحث مفصلي شده است‌.
12. كيميا ــ باروت احتمالاً در زمان بيكن كشف شد، ولي دليلي نيست تا ثابت كند كه او مخترع آن بوده است (در فصل مربوط به شيمي در اين‌باره مفصلاً بحث شده است‌). او بارها، به‌ تركيبات آتشزا اشاره كرده‌، از قبيل آنچه در آتش‌بازي‌ها به كار مي‌رفته‌، و ماده‌ٴ منفجره‌اي را توصيف كرده كه احتمالاً باروت بوده است‌. حتي اظهار كرده است كه اگر آن گرد را در داخل جدار سختي قرار دهند قدرت انفجارش بيشتر مي‌شود (رساله‌ٴ سوم‌، ص 51، چاپ 1912).
علاقه‌ٴ او به كيميا از آنجا كاملاً معلوم مي‌شود كه يكي از چهار مقاله‌ٴ مجموعه‌ٴ فلسفي‌اش‌ تماماً بدان اختصاص داشت‌، در رساله‌ٴ صغير و رساله‌ٴ سوم‌، و در رساله‌ٴ بيان اسرار كيميا هم كه براي‌ پاپ كلمنت چهارم فرستاده‌، بحث زيادي در اين‌باره كرده است‌. او ميان كيمياگري نظري و عملي‌ فرق قائل بود. با نظريه‌ٴ وحدت ماده مخالف بود (رساله‌ٴ سوم‌، ص 120)، ((ماده‌ٴ اولي‌)) او عنصر اوليه‌ٴ همه‌ٴ اجسام نبود، بلكه برعكس تركيب نهايي و كامل همه‌ٴ عناصر بود.